امروز به این داشتم فکر میکردم که الان در آرام ترین و پایدارترین نقطه زندگیام هستم. نه از افسردگی خبری است نه از بیسامانی سالهای قبل. شروع رسمی دوره دکتریام در حالیاست که درسهایش را تمام پاس کردهام و دو تا از پروژههایم با استادم در حال خوبی است. مرتبا ورزش میکنم و برنامه کار و زندگی هرکدام به جاست. وقت دارم که کتاب بخوانم و شبها سریال ببینم. هیجان هر هفتهام درس دادن است.برای درس الگوریتم کلاسهاس حل مسئله با من است. سوالهایش مثل کلاسهای المپیاد است و سعی میکنم بچهها هم همانقدری هیجان داشته باشند که من دارم! دانشگاه که هستم وقت تلف نمیکنم و خانهام محل آرامش و استراحت است. امروز به این نتیجه رسیدم که حالم خوب است...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر